تبليغاتX
الِف های هرز
یه دهه حرف زدی،هرکار دلت خواست کردی،ما ساکت بودیم.کرکری خوندی،ساکت بودیم.حالا اجازه بده ماحرف بزنیم
 

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

مستقیم میرم سر اصل مطلب . این روزها ( مثل سی سال گذشته ) حرف از حمله و جنگ هستش .  کما اینکه معتقدم سگی که پارس می کنه ٬ گاز نمی گیره ولی سناریوهای شخصی خودم رو در صورت هر گونه حمله به ایران اعلام می کنم :

اول : سفر به شمال تا پایان جنگ / دوم : رجوع به سفارت سوییس و یا انگلستان ٬ فرانسه و آلمان برای اخذ پناهنگی ( اگر بخوان بهایی هم میشم ) / سوم : حضور در لب مرز ( کدوم مرز ٬ تفاوتی نمی کنه ) و تسلیم شدن به نیروهای آمریکایی و در خواست پناهندگی / چهارم : ملحق شدن به القاعده شاخه عراق / پنجم : ملحق شدن به القاعده شاخه افغانستان / ششم : ملحق شدن به القاعده شاخه جنوب شرق آسیا / هفتم : درخواست پناهندگی از اسراییل ( فلسطین اشغالی ) / هشتم : درخواست کمک از سازمان ملل متحد /

گفتنی است سناریو های فوق به ترتیب بوده و در صورت ناکامی هر یک به سناریو بعدی متوسل خواهیم شد .

پی نوشت یک : اگه موشک بخوره توی ایران اولین نفری که میره سوراخ موش میخره من هستم .

پی نوشت دو : به گفته قرآن هر یک نفر از ما حریف ده نفر از اونها هستن .

پی نوشت سه : برنامه های لشگر ۸۷ در صورت لزوم اعلام خواهد شد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:14  توسط هرز دانشجوي افراطي  | 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

 می تونم بگم به جز وبلاگ آقای دکتر و ایشون و ایشون و ایشون و ایشون و ایشون و چه بسا ایشون با بقیه پیوندهای وبلاگمون دچار اختلاف هستم . اختلافی به عرض یک سانت و به عمق یک اقیانوس و بالعکس . البته با اونهایی که اختلاف ندارم به این علته که توی سیاست خیلی وارد نشدن یا مخفی وارد شدن یا رد شدن رفتن وگرنه شاید با اونها هم دچار مشکل میشدم . خلاصه اینکه به غیر اینها من بقیه به شکل دشمن می بینم البته نه دشمن دائمی .

پی نوشت یک : جهت ریا یه روز صبح خیر سرمون رفتیم مسجد پیرمردها یه نماز به کمرمون بزنیم . تعقیبات نماز رو توی پارک در مورد گرونی و احمدی نژاد ... دست رو دلم نذار بابا .

پی نوشت دو : گفتم زیر آب اعتقاداتم خورده . دارم به این باور میرسم بهشت و جهنم رو هم این آخوندها درست کردن . بعضی ها یه جورایی هستن که آدم شک می کنه نکنه واقعا قیامتی در کار نیست .

پی نوشت سه : کسی از اون نرم افزاری که از طریق حرف زدن تایپ می کنه خبر داره ؟ میخوام این طرح های تخیلی خودم رو تایپ کنم حالشو ندارم .

پی نوشت چهار : رفتم آشغال بزارم دم در دیدم دو نفر دوست دارند با هم قدم می زنن و حرف می زنن . هوس کردم . هوا هم عجیب دو نفره است .

پی نوشت پنج : مسجدمون ظهر بستنی داد . یعنی خواب دیدم خدا ؟ یا للعجب ! حالا جوگیر شدن میخوان صبح ها هم صبحونه کیک و ساندیس بدن . دیگه جای سوزن انداختن پیدا نمیشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 0:45  توسط هرز دانشجوي افراطي  |